محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

367

خلد برين ( فارسى )

و چون سفاين روميان به كشتيهاى مخالفان نزديك شد نخست على پاشا بر فرنگيان حمله كرد و وابخوان سفاين خود را از عقب كشتيهاى روميان درآورده در ميان دريا نيران قتال و جدال از جانبين اشتعال يافت و به سنگ قزغان و گلولهء توپ و تفنگ ، آهنگ جنگ يكديگر كردند . از آواى توپهاى كوه صولت اژدر مهابت ، گوش گردون كر شد و بر روى هوا از دود باروط ، آسمانى ديگر هويدا گرديد . در اثناى گير و دار ، كفار اشرار به ضرب توپهاى صاعقه‌بار كشتيهاى لشكر خواندگار را تارومار كرده رايت اقتدار برافراختند . مقارن آن جمعى از فرنگيان كه در كشتى على پاشا محبوس بودند از بند خلاص شده سر على پاشا را از تن جدا و بر سرند هويدا ساختند و سپاه روم چون ديدند كه بر سر على پاشا چه آمد پاى جرأت پس نهاده راه گريز پيش گرفتند و پس از آن فرنگيان به ضرب توپهاى آتشفشان كشتى پرتو پاشا را نيز شكسته پاشا را در آب انداختند . مقارن آن رئيس خاكى كه از سرداران سپاه روم بود به چستى و چالاكى پاشا را به چنگال از آب به كشتى خود درآورد و قليچعلى نيز كه از سرداران بود سه فروند كشتى از فرنگيان گرفته سفينهء حيات خود را از آن غرقاب بلا به كنار برد . و كفار فرنگ ، روميان را تعاقب كرده قرب صد و هفتاد كشتى ايشان را به يغما بردند و از نامداران سپاه روم ، قراخواجه و رئيس قاسم و رئيس صالح قرامانى را با بسيارى از عسكر آن مرز و بوم به قتل آوردند . بعد از اين شكست نمايان پرتو پاشا شكسته و نالان به حال پريشان به استنبول مراجعت نمود . ديگر از سوانح اين سال محاربهء والى قرم با پادشاه روس است . بيان اين گير و دار آن كه عسكرى خان پادشاه قرم به اتفاق دولت كراى خان پسر خود با لشكرى گران روى توجه به ديار روس نهاد و كناز ايوان [ 78 ] والى ولايت روس كه به الغ بيك اشتهار دارد سپاه بسيار و لشكر بىشمار آن ديار را جمع آورده از آب آغه عبور نمود و چون به شهر سكه كه سرحد مملكت شمساست رسيد به عزم